تبليغاتX
برفرازان

 برسی نیروی انتظامی

بدون شک حفظ امنیت و نظم اجتماعی داخلی کشوری مهمترین عامل ثبات و پیشرفت یک کشور میباشد. مظمئنا کشورهای که در درجه اول امنیت داخلی شان مطلوب است بسیار بهتر توانسته اند راه های پیشرفت را طی نمایند . امنیت داخلی در یک کشور آزاد یعنی اینکه قانون به درستی و کامل و با عدالت و بر اساس قوانین حقوق بشر اجرا شود .یک پای این امنیت اجتماعی دادگاه ها و مراکز قضائی هست که زمانی که جرمی یا اختلاف و ... پیش می اید بتواند آن را بر اساس قانون و عدالت رفع و رجوع کند و یک پای دیگر و مهمتر آن نیروهای انتظامی هستند از به وجود آمدن جرائم و تبهکاری ها جلوگیری کنند .

 تشکیل نیروهای انتظامی ( پلیس)در ایران به سالهای خیلی قبل بر میگردد , اما بصورت سازماندهی شده دو سازمان ژندارمری ( امینه ) و شهربانی ( نظمیه ) در ایران به وجود آمدند تا بتوانند ایجاد نظم را در کشور برقرار سازند . ژندارمری در زمان مجلس دومبو در حدود سالهای 1290 شمسی به وجود امد و ظیفه ایجاد نظم در راهها و روستاها کشور و در جاهای که عملا شهربانی وجود نداشت را برعهده داشت و شهربانی نیز در شهرهای بزرگتر در حوزه استحفاظی خودش این وظیفه را بر عهده میداشت . این دو سازمان تا 12 سال بعد از انقلاب نیز با همین نام و وظیفه وجود داشتند اما با تغیرراتی که شکل گرفت شهربانی و ژاندارمری با هم ادغام شدند و تشکیل نیروی واحدی به نام نیروی انتظامی را دادند .

بعد از انقلاب همانند آنچه در ارتش روی داد, سیل اخراج ها و اعدام ها در شهربانی و ژاندارمری اتفاق افتاد و این دو نیرو عملا در سالهای اول انقلاب هیچ قدرتی جهت ایجاد نظم نداشتند و بعلاوه با تشکیل کمیته های انقلاب  و سپاه  در واقع وظیفه شهربانی و ژاندارمری برعهده این دو سازمان جدید و آموزش ندیده افتاد و به همین علت سالهای اول انقلاب به دلیل ضعف تشکیلاتی و آموزشی کمیته و سپاه هرج مرج در کشور به کثرت دیده میشد .

در نهایت بعد از ادغام شهربانی و ژاندارمری در هم و نیز انحلال کمیته در ظاهر , نیروی تشکیل شد به نام نیروی انتظامی که پرسنل و فرمانده هان ارشد ان بیشتر از اعضای کمیته و سپاه بودند , همین افرادی که اکنون فرمانده و سردار نیروی انتظامی هستند اکثرا همان جوانان کمیته ای و سپاهی هستند .

نیروی انتظامی حال حاضر به چندین رسته و اداره و سازمان تقسیم میشود  , راهنمایی و رانندگی – آگاهی – اداره اماکن – اداره نظام وظیفه – اداره اطلاعات و امنیت- اداره مبارزه با مواد مخدر و ... از ادارت و سازمان های این نیرو میباشند که بطور خلاصه راهنمایی و رانندگی وظیفه نظارت و اجرای قوانین مربوط به رانندگی و ترافیکی کشور را برعهده دارد . آگاهی وظیفه رسیدگی به جرائم سازمان یافته و خاصی نظیر قتل, سرقت مسلحانه,و ... . سازمان وظیفه عمومی وظیفه ساماندهی و اعزام مشمولان خدمت را بر عهده دارد . نیروی انتظامی یگان مخصوصی را نیز دارد که وظیفه این یگان سرکوب مخالفت هاوتظاهرات ضد دولتی و حتی تظاهرات های صنفی و دانشجوئی را دارد. نیروی انتظامی از لحاظ تشکیلاتی وابسته به وزارت کشور است اما فرمانده هان ارشد این نیرو مستقیما از جانب رهبری عزل و نصب میشوند  و در واقع میتوان گفت نیروی انتظامی فقط بودجه اش را از وزارت کشور دریافت میکند اما کاملا زیر نظر رهبری اداره میشود . فرمانده کل این نیرو یک سرتیپ تمام باید باشد  در قانون نیروی انتظامی اگر کسی درجه ای بالاتر از سرهنگ تمامی را اخذ کند به او لقب امیر میدهند اما اینکه میبیند فرمانده هان این نیرو سردار نام گرفته اند به این دلیل است که این فرمانده های همه سپاهی هستند و از سپاه به این نیرو آمده اند ! شکل درجات نیروی انتظامی شبیه آنچه در سپاه است میباشد اما باید گفت نظم و انظباط در نیروی انتظامی بسیار بالاتر از سپاه هست و هنوز قائده و قانونی برای ترفیعات و ... در این نیرو وجود دارد . دانشکده علوم انتظامی که جدیدا دانشگاه شده در تهران وظیفه تربیت افسران نیروی انتظامی را دارد و افسران نیرو اکثرا فارغ التحصیل این دانشگاه هستند . باید گفت متاسفانه در نیروی انتظامی نیز مسائل شدید عقیدتی و سیاسی بنیاد گرایانه همچنان وجود دارد و این باعث شده نخبگان و جوانان با استعداد جامعه خیلی کمتر جذب این نیرو شود . از لحاظ دانش و آگاهی هنوز نیروی انتظامی ایران برای رسیدن به سطح یک دنیا فاصله زیادی دارد و این نیرو از ضعف فرماندهی قدرتمند رنج میبرد و هنوز تصمیمات و طرح های بسیار عجولانه و ناپخته در این نیرو گرفته میشود که نمونه بارز آن طرح کاملا شکست خورده امنیت اجتماعی این نیرو در سال گذشته بود طرحی که با هزینه بسیار زیاد و با ایجاد رعب وحشت و نا اعتمادی مردم به پلیس , هیچ گونه دستاودری برای این نیرو نداشت .

+ نوشته شده توسط hamed در 87/10/17 و ساعت 11:42 |

این پست رو به برسی اجمالی از نیروهای مسلح ایران اختصاص دادم , سعی دارم مطالبی مختصر اما مفید را در مورد سازمان و تشکیلات نیروهای مسلح ایران برای علاقه مندان به این موضوع خاص تشریح کنم .

درجات نظامی در نیروهای مسلح به ترتیب پايين ترین تا بالاترین به شرح زیر است :

سرباز – گروهبان سوم – گروهبان دوم – گروهبان یکم– استوار دوم – استوار یکم – ستوان سوم – ستوان دوم – ستوان یکم – سروان – سرگرد – سرهنگ دوم – سرهنگ یکم – سرتیپ دوم – سرتیپ یکم – سرلشکر- سپهبد – ارتشبد.

معادل درجه های فوق برای نیروی دریایی به شرح زیر است

ناوی – مهناوی سوم- مهناوی دوم- مهناوی یکم – ناو استوار دوم – ناو استوار یکم – ناوبان سوم – ناوبان دوم – ناوبان یکم – ناوسروان- ناخدا سوم – ناخدا دوم – ناخدا یکم – دریادار دوم – دریادار یکم – دریا بان – دریاسالار- دریابد

درجه دار به نظامی اطلاق میگردد که درجه اون بالاتر از سرباز و کمتر از ستوان سومی باشد

افسر به کلیه نظامی ها با درجه ستوان سومی و بالاتر اطلاق میگردد.

رسته در نیروی های مسلح در واقع گرایش و یا تخصص پرسنل فرد در آن نیرو ست. برای مثال یک افسر نیروی زمینی با رسته زرهی , تخصصش در زمینه جنگ ها و دفاع های است که تانک و خودروهای زرهی در آن نقش دارند بنابراین او چگونه گی کاربرد تانک و دفاع و حمله  را بطور تخصصی می آموزد . برای اینکه بتوانیم تشخیص دهیم مثلا یک نیروی نظامی و یک افسر در چه رسته ای خدمت میکند کافی است به آرم چسیبده شده بر روی یقه پیراهن يا لباس نظامی اش دقت کنیم در ارتش هر رسته آرم مشخص و نمادی خاص دارد .

در سیستم نظامی ایران اگر یک درجه یک نظامی ارتشی به سرتیپ دومی و بالاتر برسد به اون عنوان امیر میدهند ( برای مثال میگوید امیر سرتیپ يا امیر سرلشکر ) البته در گذشته این عنوان تیمسار بود که چند سالی تیمسار را به امیر تبدیل کرده اند . همچنین برای يک سپاهی اگر درجه اش به بالاتر از  سرتیپ دومی برسد به او عنوان سردار میدهند . در آئین نامه نیروی انتظامی هم اگر فردی به درجه سرتیپی برسد به او لقب امیر میدهند ولی این که میبیند فرمانده هان ارشد نیروی انتظامی با درجه های سرتیپی سردار لقب گرفته اند به این دلیل است که این افراد سپاهی هستند و بصورت ماموريت در نیروی انتظامی خدمت میکنند .

در سیستم کنونی ایران در حال حاضر کسی با درجه سپبهدی و ارتشبدی( همچنین دریابدی و دریاسلاری) نداریم . و تعداد محدودی از فرمانده هان ارشد سپاه و ارتش با درجه سرلشکری میباشند

تشکیلات و سازمان نظامی ایران

قوای نظامی ایران تشکیل شده از ارتش – سپاه – نیروی انتظامی – وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح که به تفکیک به هر یک میپردازیم .

 ارتش :

ایران اولین کشور در دنیا که دارای سازمان و يک ارتش مهجز و یکپارچه بوده است , در دروان حکومت هخامنشان که اوج قدرت و اعتلای ایران در آنزمان شکل گرفته سرزمین پارس ( ایران ) دارای ارتشی منظم , یکپارچه و قدرتمند بوده است حتی برخی درجات نظامی که اکنون رایج است مانند سپهبد – سرگرد- دریادار- دریاسلار- آرتشبد و ... در آنزمان عنوان و مرسوم بوده است , در سلسه هخامنشان و در زمان حکومت داریوش کبیر و خشایارشاه ایران کشوری قدرتمند  و صاحب سبک در سیستم های رزم و جنگ میبود بعد از هخامنشان نیز در زمان اشکانیان تا حد بسیاری این نظام ارتش حفظ میشود و در زمان حکومت ساسانیان هم نظم و انظباط و یکپارچه گی در ارتش مشاهده شده اما نه به میزان دوران هخامنشیان, اما بعد از حمله اعراب و سقوط ساسانیان تا زمان شکل گیری حکومت صفویان یعنی چیزی حدود 1000 سال ایران هیچ گاه روی ارتشی منظم و قوی را به خود ندید  و به همین دلیل و نبود قوای نظامی بود که مغولان و ترکان آسیای مرکزی و قفقازی ها و سایر اعراب توانستند به ایران حمله کرده و هر کدام سرزمینی را تصرف خود درآورند . درزمان صفویان تا حدی نظام ارتش در ایران شکل گرفت  و البته باید ذکر کرد از همین دوره بود که مستشاران نظامی هم پایشان به ایران باز شد . نادر شاه افشار نیز در حکومت خود سعی کرد ارتشی و قوای نظامی قدرتمندی به وجود اورد در همین راه نیز موفق شد ولی به دلیل روحیات شدید ناسیونالیستی نادر و خوی جهانگشاییش او فرصت زیادی نیافت تا تمام طرح های خود را  این زمینه اجرا کند . حکومت قاجار که ایران را در تمام زمینه ها به عقب برد نیز ارتشی بسیار ضعیف و نامنظم را دارا بود بطوری که در همین حکومت بود که مناطق بسیاری از ایران جدا شد . در این دوران بود که مستشاران نظامی به وفور در ایران مستقر بودند و وظیفه آموزش قوای نظامی ایران و تشکیل ارتش منظم را در ایران داشتند . اما در دوران پهلوی ارتش ایران با دیگر شکل گرفت و دارای سازمان نظم و یکپارچه گی شد, رضا خان در دوران حکومت خود با کمک انگلیس و سایر کشورها توانست بار دیگر ارتش منظمی برای ایران تشکیل دهد و برای اولین بار در زمان او بود که خدمت وظیفه عمومی اجباری شد . محمدرضا پهلوی نیز در راستای حرکت پدر  سعی در تجهیز ارتش در ایران کرد . اما به این نکته نیز باید توجه کرد حکومت پهلوی هر چند توانست بار دیگر ارتشی منظم را برای ایران پدید آورد ولی این ارتش را بیشتر برای مقاصد سیاسی خود مجهز و آماده مینمود و اینکه وابسته گی زیادی نیز این ارتش به مستشاران نظامی غربی بخصوص آمریکا داشت .

در حال حاضر ارتشی که در ایران وجود دارد از نظر سازمانی و تشکیلاتی بیشتر همان برنامه های نوشته شده در سالهای حکومت پهلوی را اجرا میکند .در قانون اساسی وظیفه ارتش حفاظت از مرزها و تمامیت کشور نوشته شده است ارتش موظف است در صورت حمله خارجی هرگونه اقدامی برای بیرون راندن نیروهای متخاصم انجام دهد بنابراین در حال حاضر ارتش فقط از مرزهای آبی , خاکی و هوایی کشور در مقابل تهاجمات خارجی مراقبت میکند . البته در شرایط حاد و استثنایی این ارتش میتواند در مناقشات داخلی نیز شرکت جوید.

ارتش ایران در حال حاضر به سه نیروی زمینی , دریایی و هوایی تفکیک میشود . فرمانده کل ارتش و فرماندهان نیروهای سه گانه و جانشین فرمانده ارتش مستقیما از سوی رهبری عزل و نصب میشوند این انتصابات معمولا هر 3 یا چهار سال یکبار برای فرماندهان نیروهای سه گانه و معمولا هر 5 سال برای فرمانده کل ارتش انجام میشود . فرمانده ارتش درجه سرلشکری دارد و عموما از بین فرمانده هان نیروی زمینی انتخاب میشود . فرماندهان نیروهای سه گانه درجه سرتیپ یکمی دارند و جانشین فرمانده ارتش نیز معمولا درجه سرتیپ یکمی را دارد .

نیروی زمینی

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( نزاجا ) وظیفه حراست از مرزی ها زمینی را بر عهده دارد. فرمانده این این نیرو حتما از کادر نیروی زمینی است و همانطور که گفته شده درجه اش معمولا سرتیپ یکمی است , جانشین او نیز معمولا درجه سرتیپ یکمی یا سرتیپ دومی دارد , نیروی زمینی از چنیدن لشکر و تیپ مستقل تشکیل شده است و این لشکرها از  چنیدن تیپ وابسته  تشکیل میشوند , مرکز فرماندهی این لشکرها در تهران- تبریز- ارومیه – کرمانشاه- اهواز – کرمان – شیراز- مشهد – گرگان – زاهدان و چند شهر دیگر میباشد در اصفهان هم گروه توپخانه و موشکی نیروی زمینی  قرار دارد.  و فرمانده هان این لشکر ها درجه سرتیپ دومی دارند .  افسران و درجه دارن نیروی زمینی در رسته های پیاده – زرهی – توپخانه – مهندسی- مخابرات و الکترونیک – ستاد  و ... طبقه بندی میشوند . نیروی زمینی دارای نیروی به نام هوانیروز است , هوانیروز مخفف عبارت هواپیمایی نیروی زمینی است . امریکایی ها قبل از انقلاب بر اساس هوانیروز خود , هوانیروز ایران را نیز طراحی و ساماندهی کردند . هوانیروز دارای هلی کوپترهای هجومی – ترابری و شناسایی میباشد که این هلی کوپتر ها وظیفه پشتیبانی ار نیروی های زمینی را دارند . هوانیروز ایران دارای پایگاه های در شهرهای تهران – کرمانشاه – مسجد سلیمان – اصفهان – کرمان و چند شهر دیگر است .

افسران نیروی زمینی به طور عمده فارغ التحصیل دانشگاه امام علی ( دانشگاه جنگ سابق ) هستند . دانشگاه امام علی ( جنگ ) یکی از قدیمی ترین دانشگاه های کشور هست که در مرکز تهران ( خ امام ) واقع شده است , این دانشگاه وابسته به نیروی زمینی ارتش و هر ساله از بین داوطلبان کنکور برای افسری نیروی زمینی دانشجو میپذیرد . دانشجویان این دانشگاه از بدو ورود به دانشگاه دور واقع به استخدام نیروی زمینی ارتش درآمده و باید 4 سال دوره افسری خود را سپری کنند و بعد از فراغ التحصیلی با درجه ستوان دومی موظف به خدمت در یکی از یگان های نیروی زمینی است. البته در حال حاضر این دانشگاه دیگر از راه کنکور دانشجو نمیگیرد و از طریق آزمون ورودی خود دانشگاه نسبت به جذب نیرو و دانشجو مبادرت میکند . آموزشگاه های درجه داری نیروی زمینی نیز که برخی از شهرهای کشور هستند مبادرت به جذب و اموزش نیروهای درجه دار ارتش مینمایند . این آموزشگاه های معمولا دانش پذیران خود را از دانش آموزان که سال اول دبیرستان را گذرانده باشند جذب میکند.

ترفیع درجه در ارتش و نیروی زمینی هر 4 سال یکبار انجام میپذیرد . یکی از ملاک ترفیع درجه تحصیلات میباشد بدین صورت که اگر فردی دیپلم داشته باشد نهایتا میتواند تا درجه ستوان یکمی یا سروانی بالاتر رود و برای اینکه بتواند درجه بالاتری را اخذ کند باید تحصیلات خود را ادامه دهد . در ارتش اگر کسی بخواهد درجات بالاتر از سرهنگی را نیز اخذ کند باید در دوره ها عالی دفاع  که در دانشکده دفاع شرکت کند و مدرک فوق لیسانس یا دکترایش را از این دانشکده اخذ کند. سن بازنشسته گی در ارتش و نیروی زمینی 30 سال خدمت است . استخدام در ارتش و نیروی زمینی هر ساله با آزمون استخدامی این نیرو برگذار میکند ممکن است ولی اگر کسی علاقه به خدمت در نیروی زمینی میباشد بهتر از از دانشگاه امام علی يا از آموزشگاه های درجه داری این نیرو شروع کند . نکته آخر اینکه لباس رسمی پرسنل نیروی زمینی پیراهن کرم تیره و شلوار و کت خاکی رنگ است .

نیروی هوایی :

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( نهاجا) وظیفه کنترل مرزهای هوایی کشور را عهده دار است فرمانده این نیرو معمولا خلبان و با درجه سرتیپ یکمی میباشد .وقتی صحبت از نیروی هوایی میشود فکر های به این سمت میرود که تمامی پرسنل این نیرو حتما خلبان هستند ولی باید گفت فقط 20 % یا کمتر پرسنل نیروی هوایی را خلبان هواپیما ها شکل میدهند . نیروی هوایی رسته های مختلفی چون مراقب پرواز – مهندسی پرواز – ستاد – مخابرات و الکترونیک – پدافند – کنترل موشکی – و خبانی و ... دارد . نیروی هوایی ایران قبل از انقلاب یکی از مجهز ترین و قدرتمند ترین نیروهای هوایی دنیا به شمار می آمد و اکنون نیز با تمام تحریم ها  کمبود های  تجهیزاتی کماکان دارای بهترین خلبانان و کادر پروازی میباشد . نیروی هوایی ایران دارای پایگاه های هوایی در تهران- تبریز- همدان – دزفول – امیدیه – شیراز – بوشهر – اصفهان – چابهار – زاهدان – مشهد میباشد  فرمانده های این پایگاه ها با درجه سرتیپ دومی میباشند. این نیرو معمولا بهترین و زبده ترین پرسنل را در اختیار دارد و فارغ التحصیلان مجرب دانشگاه های معتبر را به خود جذب میکند چرا که کار در نیروی هوایی بسیار تخصصی است .

دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری به عنوان آموزش دهنده و تربیت کننده افسران نیروی هوایی شناخته میشود . این دانشگاه دارای رشته های مهندسی الکترونیک و مخابرات – مهندسی هوافضا – مهندسی هواپیما- مهندسی پدافند – مهندسی عملیات موشکی – خلبانی – مراقبت پرواز و ... میباشد . دانشجویان این دانشگاه بورسیه نیروی هوایی هستند و بعد از فارغ التحصیلی با درجه ستوان دومی باید در یکی از یگان های نیروی هوایی بر اساس تخصص و رشته خود خدمت کنند . ورود به این دانشگاه تا 3 سال قبل از طریق کنکور بود ولی اکنون با برگذاری آزمون توسط خود این دانشگاه صورت میگیرد . لباس رسمی افسران نیروی هوایی بصورت پیراهن آبی روشن و شلوار و کت سرمه ای است . شکل لباس رزم خلبان و رنگ ان البته متفاوت است , لباس خلبانان به رنگ نوعیسبز تیره است.

نیروی دریایی :

نیروی دریایی ارتش(نداجا ) نیز ماموريت گشت زنی و حراست از مرزهای آبی و ساحلی ایران راعهده دار است و بنابراین مرزهای آبی و سواحل دریایی خزر و خلیج فارس و دریایی عمان در قلمرو این نیرو میباشد . نیروی دریایی مانند نیروی هوایی , نیروی ای تخصصی میباشد و کادر آن باید از تخصص لازم برخوردار باشند . دانشگاه علوم و فنون دریایی امام خمینی که در نوشهر واقع شده است وظیفه تربیت افسران متخصص نیروی دریایی را دارد . در نیروی دریایی رسته های همچون تفنگداری دریایی – ناوبری دریایی – مهندسی کشی – مخابرات دریایی – و ... وجود دارد . چابهار – بندرعباس – بندر بوشهر – خرمشهر – بندر انزلی و نوشهر مهمترین پایگاه ها و مراکز نیروی دریایی ارتش محسوب میشوند . فرمانده نیروی دریایی معمولا درجه دریابان یکمی ( معادل سرتیپ یکمی ) دارد . لباس اصلی و افسری نیروی دریایی ارتش ایران یکدست سفید رنگ است و درجات افسران بر روی آستین و شانه درج میشود و شکل این درجات با درجه های نیروی هوایی و زمینی متفاوت است .

سپاه پاسداران :

دیگر سازمان نظامی و مسلح ایران سپاه نام دارد , این سازمان در سال 57 و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت سپاه در ابتدا  و در اوایل انقلاب وظیفه حراست و حفاظت از انقلاب را بر عهده داشت نیروهای سپاهی عمدتا از جوانان کم و سالی تشکیل میشدند که عمدتا وفاداریشان به جمهوری اسلامی ( بهتر بگویم به حزب جمهوری اسلامی و آیت اله خمینی و دیگران سران هم فکر ایشان در جمهوری اسلامی ) ثابت شده بود . در اوایل انقلاب که شهربانی و ژاندارمری و سایر نیروهای امنیتی و نظامی منحل شده بود سپاه همراه با کمیته تشکیل شد تا امنیت را در کشور برقرار سازد سربازان سپاه که پاسدار نامیده شدند وظیفه داشتند جمهوری اسلامی را از عناصر مشکوک و مخالف نظام پاک سازند و نیز آنان وظیفه حفاظت از اشخاص رده بالای نظام را نیز برعهده داشتند . اما این سازمان به دلیل عدم آموزش و تجربه و علم و آگاهی از مسائل امنیتی و انتظامی در ابتدا مشکلاتی بسیاری را به وجود می آوردند . ترورهای که در اوایل انقلاب صورت میگرفت به دلیل ضعف پاسداران در خنثی سازی آنها بود همچنین سپاه به دلیل عدم آموزش و تجربه برخورد مناسبی با خلافکاران و نیروهای سیاسی مخالف نظام نداشت . به هر ترتیب در اوایل انقلاب تصمیم بر این بود که سپاه در حکم بازوی نگهدار انقلاب عمل کند و نیروهایش بیش از 20 هزار نفر فراتر نرود و فقط به مسائل امنیتی داخلی بپردازد اما با وقوع جنگ سازمان سپاه وارد مرحله جدیدی شد . عده ای سپاه را از ورود به جنگ منع کردند اما تعداد بیشتری به سپاه اجازه دادند در کنار ارتش و نیروهای مردمی به جنگ بپردازد , بدیهی است که به دلیل عدم دانش و تجربه و کفایت لازم ,سپاه نتوانست در جنگ قدرتمندانه حاضر شود در عملیاتی زیادی سپاه تلفات زیادی داد و شکست خورد . بعد از جنگ آیت اله خمینی به درخواست فرمانده هان سپاه دستور تشکیل نیروهای پنچ گانه سپاه را داد و عملا بعد از آن سپاه دارای سازمان عریض و طویل و پرجمعیتی شد چنانکه اکنون تنها نیروهای کادر و رسمی سپاه چیزی بالغ بر 300 هزار نفر میباشد . این نکته را اضافه کنم در تا سال 68  وزارت خانه ای در دولت وجود داشت به نام وزارت سپاه که بعدها این وزارت منحل شد و تعدادی از نیروهای این وزارت به وزارت اطلاعات نقل مکان کردند .

در حال حاضر سپاه دارای پنج نیروی زمینی – دریایی – هوایی – مقاومت بسیج و نیروی قدس است , فرمانده کل سپاه درجه سرلشکری دارد و مستقیما از طرف رهبری عزل و نصب میشود . اولین فرمانده سپاه محسن رضائی نام داشت که از بدو تشکیل سپاه ( سال 57 ) تا سال 76 فرماندهی سپاه را برعهده داشت . بعد از او رحیم صفوی 10 سال تا سال 86 عهده داری فرماندهی این نیرو بود و اکنون نیز سردار سرلشکر جعفری این نیرو را فرماندهی میکند , سایر فرمانده های نیروهای 5 گانه سپاه و فرمانده های ارشد آن توسط رهبری منصوب میشوند . نیروی زمینی سپاه که عریض و طویل ترین نیروی این سازمان است به تقلید از ارتش سازمان نظامی خود را تشکیل  و نظارت میکند این نیرو از چندین لشکر و تیپ مستقل تشکیل شده است , نیروی زمینی سپاه از نظر کمی در حد و اندازه های نیروی زمینی ارتش میباشد اما به هیچ وجه کیفیت و آموزش های این نیرو را ندارد . نیروی مقاومت بسیج سپاه سالها یک نیروی مستقل در سپاه بود اما با آمدن سرلشکر جعفری این نیرو در نیروی زمینی سپاه ادغام شد , این نیرو در واقع در راستای سیاست ارتش 20 میلیونی ایت اله خمینی شکل گرفت اعضای این نیرو یا پرسنل کادر سپاه هستند که حقوق بگیر و در استخدام این نیرو هستند و یا نیروهای مردمی که به نام بسیجی مشهور هستند میباشند . نیروی مقاومت بسیج سپاه تقریبا در تمام شهرستان های ایران دارای یک تشکیلات و سازمان میباشد که در شهر های کوچک فرمانده این نیرو درجه سرهنگ تمامی و در شهر های بزرگ درجه سرتیپ دومی دارد . هنوز بدرستی وظیفه این تشکیلات و سازمان در شهرستان ها و بخش ها و حتی دهستان ها مشخص نیست و معلوم نیست فعالیت اصلی این نیروهای در این ناحیه های چیست ؟ اکنون نیروی مقاومت بسیج در هر اداره و شرکت و سازمان و مرکز آموزشی دارای پایگاه و نیرو میباشد و در واقع میتوان گفت این نیروها بیشتر جهت جمع اوری اطلاعات و مداخله در تمام امور ارگان ها سازماندهی و آموزش دیده اند .

نیروی هوایی سپاه نیروی بسیار کوچکی است که اصلا چه از نظر کیفی و کمی قابل مقایسه با نیروی هوایی ارتش نیست . متاسفانه در این نیرو آموزش ها در سطح نازلی قرار دارد و این نیرو به جز چند هواپیمایی جنگنده از نوع سوخو 25 و میگ و چند هواپیمای ترابری استعداد بیشتری ندارد . جالب است بدانید اولین فرمانده نیروی هوایی سپاه , قالیباف ( شهردار کنونی تهران ) بود که تازه بعد از فرمانده شدن در نیروی هوایی سپاه به فکر آموزش خلبانی افتاد !!! و ایشان قبل از آن هیچ تجربه در زمینه نیروی هوایی نداشت .

نیروی دریایی سپاه نیز داستانی مشابه نیروی هوایی آن دارد , این نیرو نیز از تخصص و توانایی لازمی جهت مقابله به تهاجمات دریایی را ندارد و فقط دلخوش به حملات پارتیزانی دریایی و نامنظم خود است.

پنجمین نیروی سپاه , نیروی قدس نام دارد , بسیاری  از وجود چنین نیرو ای در سپاه بی خبر هستند . در واقع این نیرو وظیفه عملیات های برون مرزی سپاه را برعهده دارد و برای این قدس نام دارد که در اساسنامه و وظیفه این نیرو مقابله با اسرائیل و نابودی آن و آزادی قدس و فلسطین تعین شده است . این نیرو اکنون بطور مخفیانه در لبنان و فلسطین و سوریه و عراق فرماندهی برخی از عملیات های نظامی را برعهده دارد و رابطه تنگاتنگی با حزب اله لبنان نیز دارد . در واقع نیروی قدس بازوی اطلاعاتی برون مرزی سپاه محسوب شده و اکثر فرمانده هان ارشد و پرسنل آن ناشناخته هستند , جالب است بدانید این نیرو در جریان جنگ اخیر حزب اله لنبان و اسرائیل وظیفه رساندن تجهیزات و دادن اطلاعات نظامی و آموزش های رزمی را به حزب اله داشت و همچنین آمریکا همیشه ادعا میکند نیروی قدس سپاه  تجهیزات و آموزشهای تروریسی را به بمب گذران انتحاری عراق میدهد .

بد نیست بدانید تجهیزات سپاه پاسدارن اکثرا روسی میباشد بر عکس تجهیزات ارتش که اکثرا آمریکایی است  بنابراین این نیرو وابسته گی و نزدیکی زیادی به روسها دارد و در چندین پروژه خود با این کشور همکاری میکند . سپاه در پروژه موشکی خود که بسیار هم به آن افتخار میکند با روسها و چینی ها همکاری نزدیک دارد و روسها کم بیش اطلاعات مهندسی و ساخت موشک های دروبرد را در اختیار سپاه میگذارند .

دانشگاه امام حسین (ع) به عنوان دانشگاه تربیت پاسدار و زیر نظر سپاه معروف میباشد . افسران جدید سپاه عمدتا فارغ التحصیل این دانشگاه و يا دانشکده های تابع آن هستند و این دانشگاه آموزشهای تکمیلی را نیز برای افسران قدیمی تر برگذرا میکند . غیر از دانشگاه امام حسین آموزشگاههای تربیت پاسدار نیز در گوشه کنار کشور مشغول تربیت نیروهای پاسدار میباشد در واقع سپاه با این دانشگاه ها و دانشکده های قصد دارد ضعف آموزشی و تئوری نیروهای خود را برطرف سازد ولی به این نکته باید توجه داشت از آنجا که ملاک اصلی برای ورود به سازمان سپاه و ورود به این دانشکده ها و دانشگاه ها داشتن برخی مسائل مذهبی و عقیدتی است و کمتر به دانش و بینش افراد توجه میشود و از آنجا که بیشتر استعداد های علمی کشور معموالا جذب سپاه نمیشوند بنابراین نباید انتظار داشت این دانشگاه ها و مراکز آموزشی سپاه از نظر قدرت آموزشی سطح بالای داشته باشند .

ترفیعات درجه و امتیاز و پاداش در سپاه قانون خاص خودش را دارد معمولا در سپاه به هر فرد هر 3 سال یکبار درجه داده میشود برای افسران قدیمی ملاک تحصیلی ( مانند انچه در ارتش یا نیروی انتظامی اجرا میشود ) در سپاه وجود ندارد . در سپاه و بخصوص نیروی مقاومت بسیج میتوان فرد دیپلمه ای را دید که درجه سرهنگی دارد !! يا افسری باشد که حتی موفق به گذراندان دوره سیکل ( راهنمایی هم نشده است ) . ملاک درجه نظامی در سپاه قوانینی هست که نظیر آن در هیچ ارگان نظامی ای حتی در جهان هم دیده نمیشود . برای مثال در یک شهر کوچک و در ناحیه مقاومت بسیج سپاه آن حتی تا 10 سپاهی دیده شده که درجه سرهنگی دارند و این در هیچ کجای دنیا وجود ندارد که در یک یگان نظامی کوچک با حداکثر 50 پرسنل کادر و نهایتا 50 پرسنل وظیفه که کلا روی هم رفته پرسنل کادر و وظیفه کوچکتر از يک گردان نظامی هم هستند 10 نظامی با درجه سرهنگی وجود داشته باشد ! . موضوع دیگر آنکه در سازمان نظامی سپاه کمتر بر روی مسائل نظامی و قوانین و مقرارت آن کار شده است و بیشتر بر مسائل عقیدتی و سیاسی بر روی پرسنل کار شده است گزاف نیست که بگویم برخی از پرسنل سپاه  هنوز هم بسیاری از مقرارت و اصول نظامیگری را که حتی در تقریبا در تمام دنیا واحد هست را نیز نمیدانند . توضیح دیگر در مورد فرم لباس های لباس اینکه لباس رسمی سپاه پیراهن وشلوار یکدست سبز یشمی است .

 

نکته آخر اینکه بر اساس قانون اساسی ایران کلیه پرسنل نیروهای مسلح اعم از ارتش و سپاه و نیروی انتظامی  از فعالیت های سیاسی و فعالیت های کلان اقتصادی به شدت منع شده اند اما بر خلاف  این قانون سپاه در بسیاری از فعالیت های سیاسی و اقتصادی کشور شرکت فعال میکند و گاها با استفاده از این قدرت نظامی خود بسیاری ار معادلات سیاسی و اقتصادی کشور را نیز بر هم میزند . نمونه بارز این دخالت در امور سیاسی , حمایت سپاه و بخصوص نیروی مقاومت بسیج  در انتخاب محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و در همین راستا باز شدن برخی از مسئولان سپاه در پست های حساس اقتصادی و سیاسی کشور برای نمونه  پرویز فتاح ( وزیر نیرو) – میر کاظمی ( وزیر بازرگانی ) – کردان ( وزیر کشور ) – و تعداد زیادی از معاونین و مسئولان بالارتبه کشوری  قبلا يا حتی در حال حاضر از مسئولان سپاه پاسداران بوده اند . و نیز قرارگاه خاتم النبیا سپاه که به عنوان بازوی اقتصادی سپاه معروف است در زمینه های اقتصادی و عمرانی کشور فعالیت دارد و توانسته با استفاده از  قدرت نظامی خود بزرگترین پروژه های عمرانی و صنعتی کشور را در انحصار خود درآورد .

در پست بعدی به برسی نیروی انتظامی – وزارت دفاع و برسی خدمت وظیفه عمومی میپردازم

 

+ نوشته شده توسط hamed در 87/07/14 و ساعت 19:2 |

ادامه جنگ بعد از آزاد سازی خرمشهر

 عمليات آزاد سازی خرمشهر که به عمليات بیت المقدس مشهور است بزرگترین پیروزی ایران در هشت سال جنگ با عراق محسوب میشود این عملیات در 10 اردیبهشت 61 آغاز و نهايتا با تصرف کامل خرمشهر در سوم خرداد 61 به پايان رسید . با وجود تعداد شهدای زیاد و زخمی و مجروح شدن تعداد زیادی از نیروهای ایرانی در این عملیات , نیروهای ایرانی توانستند با زدن ضربه های زیادی به ارتش عراق بعد از 570 روز خرمشهر را به ایران بازگردانند . لشکر پیاده 77 خراسان که متعلق به نیروی زمینی ارتش است در این عملیات بسیار نفشی اساسی را ایفا نمود و گزاف نیست که بگویم سهم بسیار زیادی را در آزاد سازی خرمشهر این لشکر داشت .

بعد از آزادسازی خرمشهر و آزاد سازی سایر مناطق اشغالی , شورای امنیت سازمان ملل از دو طرف خواست که مناقشات خود را کنار بگذراند و نیروهای خود را فراتر از مرز های تعین شده جلوتر نفرستند و به جنگ پایان دهند .

گویا صدام این خواست شورای امنیت را به ظاهر میپذیرد و قبول میکند که نیروهایش را از ارضی ایران کاملا خارج کند و به جنگ پایان دهد , چرا که شکست قابل توجه ای در مقابل نیروهای ایرانی خورده بود که نتوانسته بود بر طبق نقشه های خود جلو رود .

اما در ایران نظرهای متفاوتی در رابطه با ادامه و یا توقف جنگ حاکم بود , عده ای بر پایان جنگ و قبول شرایط شورای امنیت اصرار داشتند و گرفتن خسارت و متنبه کردن عراق را با توسل به راهکارهای سیاسی میدانستند , عده ای بر نگه داشتن نیروها در مرزها اصرار داشتند و میگفتند فعلا جنگ را پایان دهیم و بعد در فرصت مناسب به تجهیز  نیروهای مسلح پرداخته و سپس با توان مظاعف به عراق حمله کرده و حق خود را از عراق بستانیم . اما گروه سوم که جریان حاکم کشور نیز با این گروه همسو بود و نیز قدرت کامل را در کشور داشت بر ادامه جنگ و فتح عراق و نابودی صدام تکیه داشت و شعارهای جنگ , جنگ تا پیروزی اصرار داشت و با شعار راه قدس از کربلا میگذرد تصمیم داشت با تصرف عراق و سرنگونی حکومت آن راهی برای حمله به اسرائیل و نابودی این کشور پیدا کند , ایت اله  خمینی و نزدیکان وی و سران سپاه این استراتژی را دنیال میکردند که با هر قیمتی باید عراق را نابود کرد . به هر ترتیب این نظر که میتوان به صدام حمله کرد و او را نابود که بر نظرهای دیگر چیره شد و نیروهای ایرانی از موضع دفاع خارج شدند و موضوع حمله را پیش گرفتند و در اولین عملیات بعد از فتح خرمشهر به بصره حمله کردند . این عملیات رمضان نام داشت و در این عملیات نیروهای ایرانی شکست سختی خوردند . دلایل شکست ایران بسیار واضح است اولا نیروهای ایرانی خسته بودند و توان حمله جدیدی را نداشتند همچنین نیروهای ایرانی اصلا برای حمله و تصرف آموزش ندیده بودند و تجهیزات آنان کمتر از ان بود که بتوانند به عراق حمله کنند  و در ضمن کشورهای غربی که به هیچ وجه علاقه نداشتند ایران جنگ را ببرد و عراق را تصرف کند . بیشترن اطلاعات و تجهیزات را در اختیار عراق گذاشتند تا حمله ایران را خنثی کند . همانطور که قبلا هم گفتم کشورهای غربی هیچ گاه دوست نداشتند این جنگ برنده ای داشته باشد چرا که با پیروزی یکی از این دوکشور بر دیگری منافع آنان در منطقه به خطر می افتاد , اگر عراق موفق به اشغال ایران میشد , با توجه به روحیات نازیستی صدام ممکن بود صدام احساس غرور کند و بخواهد به کشورهای دیگر حمله کند و این خطر جدی برای منطقه بود و در ضمن با پیروزی صدام و با توجه به نزدیکی صدام به روسیه منافع آمریکا در خاورمیانه به خطر می افتاد . اما اگر ایران موفق به پیروزی و تصرف بر عراق میشد با توجه به شعارهای نابودی اسرائیل و نابودی کفر و اسقرار اسلام و صدور جمهوری اسلامی در تمام دنیا که توسط سران ایران داده میشد این احتمال بود که با این پیروزی خطرات زیادی توجه غرب شود و دنیا بار دیگر به دوران جنگ های صلیبی بازگردد . بنابراین به وضوع روشن است که کشورهای غربی به هیچ وجه راضی به برد کامل هیچ یک از دو کشور نبودند و بیشتر علاقه داشتند این دو کشور در مرزهای خود به تخاصم با یکدیگر ادامه دهند و روشن است با ادامه تخاصم هر دو کشور آنها ضعیف شده بنابراین تمام نیرو و انرژی این دو کشور خطرناک در این جنگ فرسایشی تخلیه میشود . هر گاه کشورهای غربی احساس میکردند ایران در عملیاتی موفق شده و ممکن است عراق را تصرف کند با تجهیز سریع ارتش عراق و سرازیر شدن پولهای بلاعوض کشورهای عربی به سرعت باعث عقب نشینی ایران میشدند و حتی هرگاه که عراق را برتر می جستند با دادن اطلاعات غلط به ارتش عراق و حتی تجهیز ایران!! راه را برای پیشروی عراق میبستند.  ایت اله خمینی و صدام هر دو گول این سیاست بازی غرب را خورده و با غرور و ندام کاری خود دو کشور را به ورطه نابودی کشاندند .

بعد از عملیات رمضان و شکست آن باز این عراق بود که به ایران حمله کرد و خواست مناطق ایران را اشغال کند گاهی موفق میشد و شهری را میگرفت و دوباره آن را از دست میداد و همینطور ایران گاهی وارد خاک عراق میشد و عملیاتی را موفق میشد و باز دوباره شکست میخورد و آن منطقه را از دست میداد این داستان تا پایان جنگ ادامه داشت و جنگ بصورت فرسایشی و بدون موفقیت قابل توجه ای برای هر دو کشور بدل شده بود . در این بین تنها عده ای زیادی بیگاه کشته میشدند و اقتصاد دو کشور به صورت نگران کننده ای در آمده بود چرا که هر چه دو کشور از راه فروش نفت درمی آوردند باید برای جنگ و هزینه های آن خرج میکردند .

در سالهای 66 و 67 ایران وارد فاز جدیدی از جنگ میشود , عراق در این سالها با هدف قرار دادن نفتکشهای ایران و زدن پالایشگاه ها و سکوهای نفتی ایران در سدد اختلال در صدور نفت ایران میشود و با این کار در واقع میخواهد اقتصاد ایران را که به نفت وابسته است را نابود کند در عوض نیز ایران با بستن تنگه هرمز را راه برای کشتی های عراقی که برای صدور نفتشان ناچارن از این تنگه بگذرند میبندد . اما عراق از کویت و عربستان کمک میطلبد و کویت و عربستان وظیفه صدور نفت عراق را بر عهده می گیرند در واقع چون ایران نمیواند کشتی های کویت و عربستان را در تنگه هرمز مورد هدف قرار دهد عراق این تصمیم را میگرد , اما ایران به دلیل حمایت کویت و عربستان از عراق  به کشتی های این دو کشور نیز حمله میکند . نتیجه آن میشود که صدور نفت از خلیج فارس که عمده تولید کننده نفت جهان است با خطر روبرو میشود . کشورهای غربی و در راس آنان آمریکا که با قطع صدور نفت به اقتصادشان لطمه وارد میشد وارد عمل میشود و آمریکا با صدور ناوهای هواپيما بر خود عملا جهت امنیت نفکتش ها وارد کارزار میشود . این اقدام امریکا به گوش مسئولان ایران میرسد و سران ایران و در راس آنان آیت اله خمینی دستور وحشتناک مقابله با ناوهای آمریکایی  و شدت برخورد بیشتر با کویت و عربستان و کشورهای عربی را میدهند . این دستور ایران را وارد جنگ با امریکا و همپیمانانش و کویت و عربستان میکند در حالی که جنگ با عراق نیز هنوز ادامه دارد , دستور حمله به ناوهای آمریکایی داده میشود ولی در آخرین لحظات گروهی از مسئولان ایرانی خطرات این حمله را به ایت اله خمینی و مابقی مسئولان کم خرد ایران گوشتزد میکند و با آنها ياداوری میکنند حمله گسترده به ناوهای آمریکایی و حمله به کویت و عربستان در چنین اوضاعی کندن گور جمهوری اسلامی محسوب میشود . دستور حمله گسترده متوقف میشود اما مسئولان رئیس جمهور خامنه ای دستور حملات خیلی پراکنده به ناو های آمریکایی را به فرمانده هان سپاه میدهد , در اولین حمله سپاه با قایق های تندرو خود بصورت انتحاری به ناوی حمله میکند و موفق میشود این موفقیت به مذاق مسئولان خوش آمده و تدارک حمله های بعدی را میدهند , اما فرمانده هان آمریکایی دست روی دست نمیگذارند و با گسیل بیشتر نیروها به خلیج فارس حمله وسیعی را به ناوجه ها و سکو های نفتی ایران را میبینند . فقط در یک حمله آنها موفق میشوند 2 رزمناو ایرانی را غرق و چند سکوی مهم نفتی را منهدم سازند . بعد از این قدرت نمایی ناوهای امریکایی  دیگر حملات کمتری به ناوهای امریکایی انجام میشود گویا سران ایران دریافته بودند که نمیتوانند با این وضعیت کشور را به جنگ دیگری بکشند اما نتیجه این حماقت مسئولان ایرانی باعث شد تا امروز آمریکا به بهانه امنیت خلیج فارس ناوهای خود را همچنان در خلیج فارس نگه دارد .

اقتصاد کشور در سالهای 66 و 67 رو به افول گذاشته , رئیس سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی و وزیر اقتصاد طی نامه ای به رئیس جمهور و آیت اله خمینی عنوان کردند دیگر نمیتوانند هزینه های جنگ را تامین کنند چون خزانه کشور خالی است . فرمانده هان جنگ از عدم میل جوانان به جنگ  و نیز کمبود نیروی داوطلب برای جبهه ها خبر میدهند , نارضیتی های مردم از وضع معیشتی و اقتصادی باعث به وجود آمدن اغتشاشاتی در کشور میشود . ماشین جنگی و تجهیزات جنگی ایران فرسوده و غیر قابل استفاده شده و فرمانده های جنگ اظهار میکنند تجهیزات عملیاتی آنان بسیار محدود است  و توان مقابله با صدام را ندارند در همین بین فرمانده نیروی هوایی عنوان کرد تنها 30 فروند هواپیمایی جنگنده بصورت عملیاتی در اختبار این نیروست و اکثر هواپیماها و تجهیزات این نیرو به دلیل عدم قطعات یدکی و سرویس مناسب زمینگیر هستند این در حالی است که عراق بیش از 250 فروند جنگنده عملیاتی دارد , در همین حال صدام حملات موشکی و شیمایی خود را گسترش داده و عملا ایران هیچ قدرتی در مقابله با این تهاجمات ندارد .

و بلاخره سران ایران  که اوضاع فوق را خطرناک دیدند به ایت اله خمینی فشار آوردند که قطعنامه شواری امنیت را بپذیرد , آیت اله خمینی هم با خطرناک دیدن موقعیت جمهوری اسلامی بلاخره در 27 تیر 57 قطنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر پایان تخاصم و درگیری بین دو کشور و پایان جنگ را پذیرفت و جنگ بعد از 8 سال به پایان رسید . آیت اله خمینی این تصمیم را به سرکشیدن جام زهر شوکران تعبیر کرد!!! .  چر او این تصمیم را با سرکشیدن جام زهری  تشبیه داد ؟ آیا او هنوز دوست داشت این وضعیت نابسامان ادامه یابد؟ آیا او از کشته شدن و بیخانمانی و ... هزاران مردم بیگناه زجر نمیکشید ؟ آیا فرزندی يا خویشاوندی از او در جنگ شرکت کرد که درد هزاران مادر و فرزند و همسر را در سوگ از دست دادن عزیزانشان درک کند ؟  قوای نظامی دو کشور خاک همدیگر را ترک گفتند و نیروهای سازمان ملل بر روی نوار مرزی دو کشور استقرار یافتند و مرزها به همان حالت چنیدن سال گذشته و قبلی خود درآمد . 8 سال جنگ هیچ دستاوردی برای هر دو کشور نداشت جز کشته شدن نزدیک به 2 میلیون نفر از مردم کشور – زخمی و مجروح و معلول شدن ده ها هزار نفر , بی خانمانی عده کثیری از مردم دو کشور  و دهها فجایح و آثاری که جنگ بر جای میگذارد . تمام اینها معلول و زایده 2 سیاست اشتباه و کم خردانه بود , سیاستی که چند سال بعد دستان سران دو کشور را در دست هم فشرد .

به یاد بیتی از شعر سهراب افتادم که میگفت :

من قطاری دیدم که سیاست میبرد و چه خالی میرفت ...

پایان

+ نوشته شده توسط hamed در 87/07/10 و ساعت 13:54 |

در پست قبل به چرای آغاز جنگ اشاره کردم و اکنون در دنباله جریان جنگ ميپردازم .

قدرت نظامی کدام برتر بود ؟ ایران يا عراق ؟

برای دریافتن پاسخ فوق قوای نظامی هر دو کشور را در آغاز جنگ مورد تحلیل قرار میدهم . ابتدا ایران , همانطور که شاید آگاه باشید محمدرضا پهلوی قبل از انقلاب بودجه هنگفتی صرف تجهیز ارتش و قوای نظامی خود کرد و از نظر تجهیزاتی و تسلیحاتی ایران در سال 57 بی شک نه تنها در منطقه بلکه در کل جهان يک قدرت نظامی به شمار می آمد , نیروی دریایی ایران مجهز به ناوچه ها و رزمناوهای بسیار پیشرفته در زمان خود بود و بزرگترین ناوگان هاورکرافت دنیا را در اختیار داشت . افسرهای نیروی دریایی غالبا در انگلیس يا ایتالیا و ایلات متحده دوره های آموزش تکمیلی خود را میگذرانند و با هوش سرشار ایرانی خود همیشه جزو فارغ التحصیلان نمونه و زبده در آنجا بودن در منطقه هیچ کشوری در توان نیروی دریایی ایران نبود و بدون بزرگ گوی میتوان گفت نیروی دریایی ایران در سال 57 بعد از نیروی دریایی آمریکا – روسیه – انگلیس – آلمان – ایتالیا  در مقام پنجم جهان  قرار داشت . چنین نیروی دریایی میتوانست علاوه بر پوشش کامل خلیج فارس و دریایی عمان بخش از اقیانوس هند را پوشش دهد .

نیروی هوایی ایران بی شک جزو برترین نیروهای هوایی دنیا نام برده میشد در سال 57 تجهیزات نیروی هوایی بالغ بر حدود 80 فروند هواپیمای رهگیر قدرتمند و افسانه اف 14 و بیش از 150 فروند هواپیمای سخت کوش و  آماده فانتوم و در حدود 150 فروند هواپیمای تیز پرواز و سریع اف 5 بود . رهگیر ها و بمب افکن های فوق با وجود خلبان های بسیار زبده و آماده برای هر کشوری هولناک میبودند .نیروی هوایی ایران در سال 57 بزرگترین ناوگان سوخت رسانی هوا به هوا دنیا را در اختیار داشت و خلبان های ایران رکورد سریعترن سوخت رسانی هوا به هوای دنیا را در اختیار داشتن . قدرت نیروی هوایی فقط محدود به جنگنده – شکاری ها نمیشد بلکه بهترین ایران مجهز به برترین هواپیمای ترابری نظامی جهان بود و تعداد زیادی از این هواپیما ( منظور هواپیمای c-130 ) را د راختیار داشت و نیز ایران دارای سایت های مجهز پدافند هوایی مجهز به موشک های هاگ بود .

نیروی زمینی ارتش نیز در نوع خود یک نیروی آماده با امکانات کامل به شمار می آمد هر چند که نیروی زمینی مانند نیروی هوایی و دریایی آنچنان در دنیا مقتدر نبود ولی در منطقه خاورمیانه بزرگترین نیروی زمینی چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی میبود .

اما با وقوع انقلاب و مسائلی که در سالهای اوایل انقلاب پیش آمد ارتش ایران از لحاظ نیروی انسانی کاملا در تحلیل رفت . سران عالیرتبه ارتش که به شاه وفادار بودن راه گریز از ایران را در پیش گرفتن و آن تعداد محدودی هم که ماندند به جوخه های اعدام سپرده شدن . پاکسازی ارتش در اوایل انقلاب تنها به سران عالیرتبه آن و ارتشی های شاه دوست بسنده نمیشد . در زمان انقلاب افسرهای زیادی یا اعدام شدند يا به اجبار بازنشسته شدن يا اینکه به زندان های طویل مدت فرستاده شدن , متاسفانه سران جمهوری اسلامی به تمامی ارتشی ها دید منفی داشتن و اکثر آنان را شاه دوست و ضد انقلاب میخواندند حال آنکه به هیچ وجه چنین نبود و جز عده ای محدودی سران عالیرتبه ارتش مابقی افسران و درجه دارن تنها  در نهایت پاکی و صداقت بودند آماده کامل برای جانفشانی برای میهن . سند این جانشفانی در پویند نیروی هوایی در بهمن 57 با انقلابیون بود بطوری که نیروی هوایی که شاه بسیار روی آن حساب میکرد و آنرا به عنوان وفادارترین نیروی خود مینامید اولین ارگان دولتی بود که به کمک انقلابیون آمد و چه بسا اگر کمک های نیروی هوایی نبود هرگز انقلاب  به پیروزی نمیرسید .

به هر حال با اعدام ها , زندان ها و تصفیه ها در ارتش ,  ارتش و بخصوص نیروی زمینی بسیار از نظر نیروی متخصص و آماده تحلیل رفت , سازمان نظامی ایران بر هم ریخته شد بطوری که بنا بر گفته فرمانده های ارتش در سال 59 نیروی زمینی تنها 20 % آمادگی جهت مقابله با صدام را داشت و تجهیزات پیشرفته نیروی دریایی و هوایی به دلیل نبود متخصص لازم بلا استفاده بودند و این نیروها هم هر کدام کمتر از نیمی از قدرت عملیاتی خود را در اختیار داشتن .

از آن طرف هم سپاه که در ابتدا به عنوان بازوی نگهدار انقلاب معرفی شده بود و بعد با حفظ این ماموريت وارد جنگ شد, هیچ گونه آموزش و تخصصی در زمینه يک جنگ نداشت و نیروها و فرمانده های آن کوچکترین اطلاعی از سیستم های رزم و نبرد کلاسیک نداشتن و حتی برخی از فرمانده های سپاه دوران خدمت سربازی را نیز نگذارنده بودند . در ضمن به دلیل تحریم ایران و نبود دستگاه دیپلماسی و سیاسی قدر در ایران کمک ها نظامی و مشاوره نظامی از جانب کشورهای دنیا به ایران قطع شده بود .

اما ارتش عراق :

ارتش عراق برعکس گفته ها و باورها از نظر تجهیزاتی بسیار نازل تر و کوچکتر از ارتش ایران بود , نیروی هوایی عراق محدود به جنگنده های روسی نظیر میگ و سوخو بودن که این هواپیما ها در مقایسه با تامکت ها و فانتوم ها ایرانی اصلا حرفی برای گفتن نداشتن . عراق فاقد یک نیروی دریایی کامل بود این کشور به دلیل اینکه مرز آبی بسیار کوچکی دارد و ارتباطش با دریا فقط از طریق بندر بصره است به طبع نیروی دریایی کوچک و ضعیفی را نیز داشت بطوری که کل نیروی دریایی عراق محدود به چند ناوچه و قايق میشد که همین نیروی دریایی کوچک نیز آذر 59 با عملیات نیروی دریایی و هوایی ایران ( نیرو های که فقط 40 % آمادگی برای رزم داشتن ) برای همیشه تا پایان جنگ منهدم شد .

اما نیروی زمینی عراق قدرتمند از نیروی هوایی و دریایی خود بود خصوصا در یگان های زرهی عراق دارای قدرت مناسبی بود و تعداد تانک های این کشور چیزی نزدیک به 2 برابر ایران بود اما همین نیروی که از نظر کمی در سطح خوبی بود از نظر کیفی و قدرت ذکاوت فرمانده هان و تجهیزات مدرن از نیروی زمینی ایران در سطح کمتری قرار داشت . نکته مهم در مورد ارتش عراق تجهیز مداوم این ارتش در زمان جنگ بود بطوری که کشورهای عربی با دادن پول وکشورهای غربی بخصوص روسیه و فرانسه با دادن جنگ افزار مدام در حال تجهیز این کشور بودن . برای مثال اگر هواپیمای جنگنده ای را ایران از عراق منهدم میکرد به سرعت 2 هواپیما را عراق خریداری و جایگزن آن میکرد.

و اما آغاز جنگ

جنگ بصورت رسمی در 31 شهریور 59 با حمله لشکرهای مکانیزه و زرهی عراق به خاک ایران و بخصوص جنوب غرب ایران آغاز شد . قبل از حمله گسترده زمینی نیروی هوایی عراق با تمام قدرت خود به خاک ایران حمله کرد و به پایگاه های هوایی ایران را بمباران نمود . اما نیروی هوایی عراق در این حمله توفیق چندانی نداشت و تنها موفق شد چن فروند هواپیمای ایرانی را ساقط کند و فقط توانست خسارت های جزئی را به باند های پروازی بزند .

اما لشکر های زمینی عراق به سرعت میتاختن و توانستن در مدت کوتاهی کیلومتر های از خاک ایران را تصاحب کنند . متاسفانه به دلایلی که قبلا گفتم نیروی زمینی نتوانست واکشن سریعی داشته باشد و نتوانست دفاعی از کشور انجام دهد بطوری که لشکر زرهی اهواز که اصلا برای این تشکیل شده بود که واکنش سریع به حمله های نظامی که از طرف غرب کشور میشود را پاسخ دهد انقدر نیرو و سرباز کم داشت که عملا نتوانست کاری از پیش ببرد و کاملا زمینگیر بود سایر لشکر های پیاده ایران هم وضع بهتری نسبت به لشکر زرهی اهواز نداشتن لشکر 64 ارومیه کاملا در جریانات سیاسی قرار داد و نتوانست حملات شمال غرب کشور را خنثی کند , لشکر ها و تیپ های مستقر در ایلام و کرمانشاه نیز عملا کاری از پیش نبرده و تنها هوانیروز و نیروی هوایی بودن که دفاع های زیادی انجام میدادند . نیروی هوایی در روز دوم جنگ بیش از 200 سورتی پرواز را انجام داد که با اینکه بسیار از نظر خلبان و سرویس هواپیماها در مضیقه بود . عراق به سرعت میتاخت و  نابود میکرد و میشکت اما دفاع جانانه ای در کار نبود جز دفاع ها پراکنده مردمی که با غیرت میجنگیدن و کشته میشدن .

اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور در آن زمان بسیار نابسامان بود جنگ بر سر تصاحب قدرت همچنان در بدنه حکومت وجود داشت دو جریان در کشور حاکم بودن جریان اول بنی صدر و طرفدارنش که بیشتر طیف لیبرال جامعه بودن و طیف دوم حزب جمهوری اسلامی با سردمداری خامنه ای – رفسنجانی و بهشتی . بنی صدر در مقام ریاست جمهوری تنها يک نماد بود و عملا اکثر قدرت هایش از او گرفته شده بود حتی عنوان فرمانده کل قوا بیشتر برای او یک عنوان نمایشی بود تا چیز دیگر چرا که عملا نیروهای نظامی بخصوص سپاه پاسداران و کمیته انقلاب دستوارت او را اجرا نمیکردند و حتی در جهت خلاف آن نیز حرکت میکردند . آشوب های سیاسی در کشور به عدم کنترل جنگ بیشتر دامان میزد جریانی در کشور به وجود آمده بود که به هیچ وجه حضور حزب ها و سازمان های سیاسی را قبول نداشت و درصدد حذف آنان برآمده بود وآن طرف هم سازمان های و احزاب سیاسی مخالف این طیف برای بقای خود دست به اعتراض میزدند و این اعتراضات بعدها بصورت مسلحانه درآمد و در جریان آن صدمات زیادی به هر دو جناح وارد آمد و بیشتر کشور را در آن اوضاع به منجلاب میکشانید . به دلیل مشکلات بالا و نبود فرماندهی مناسب جنگ و رهبری قدرتمند و نیز دستگاه دیپلماسی ضعیف کشور ارتش عراق توانست خرمشهر و چند شهر کشور را به محاصره و سپس اشتغال کند  همچنین چندین شهر از جمله اهواز – ابادان – ایلام و .. در محاصره خود درآورد.

در هفتم آذر 59 نیروی دریايي ایران در عملیاتی غرور آفرين با همکاری نیروی هوایی ارتش توانست در عملیاتی به نام مروارید نیروی دریایی عراق تا تا پایان جنگ فلج کند و از پای در آورد . فرمانده نیروی دریایی در آن زمان تیسمار افضلی بود که طرح این عملیات را کشیده بود ( تیمسار افضلی بعدها در سال 62 با حکم دادگاه نظامی به جرم همکاری با حزب توده تیرباران شد !! ) .

 

سپاه در این زمان وارد کارزار میشود , با وجود عدم دانش سپاه از جنگ کلاسیک این نیرو با جذب نیرو به سازمان دهی میپردازد و تعدادی عملیات کوچک و بزرگ برای بازپسگیری مناطق اشغالی طرح و پیاده میکند و عموما به توفیقی  نمیرسد و بیشتر شهدای ایران به دلیل طرح های اشتباه  زیادتر میشوند . بنی صدر در خاطراتش نقل میکند محسن رضائی ( فرمانده وقت سپاه ) جهت نحوه حرکت نیروها از آیت اله خمینی استخاره میگرفت!! و جالب اینکه وقتی استخاره بد می آمد حتی اگر درصد موفقیت در عملیات بسیار بالا هم بود عملیات انجام نمیشد . از نظر سپاه بنی صدر مقصر اصلی عدم موفقیت نیروهای ایرانی در جنگ است  فرمانده های سپاه ادعا میکنند بی صدر به عنوان فرمانده کل قوا توانایی فرماندهی جنگ را ندارد از آن طرف هم بنی صدر بر عدم فرمانپذيری نیروهای نظامی تحت امرش و حتی کارشکنی ها آنان سخن میگوید .

اوضاع کشور پیچیده شده حزب جمهوری اسلامی عملا بر علیه رئیس جمهور شمشیر میکشد و با ابزار حمایتی ایت اله خمینی و نیز استفاده از احساسات مردمی در یک طرح فرمایشی به مجلس  دستور عزل بی صدر را میدهد و اینگونه هم میشود . بنص صدر از ریاست جمهوری خلع میشود .

سناریوی دیگر در یک حادثه شکل میگیرد  تمیسار  سرتیپ فلاحی ( فرمانده ارتش )  سرهنگ خلبان فکوری ( فرمانده نیروی هوایی ارتش و وزیر دفاع )  و کلاهدوز و محمد جهان ارا ( از فرمانده هان ارشد سپاه ) در یک سانحه هوایی نزدیک تهران کشته میشوند .  سانحه بسیار مشکوت و ناباورانه بود گفته شد هواپیمای c-130 حامل این افراد  در نزدیکی تهران با نقص فنی روبرو میشود و سرنشین های آن به غیر از خلبان آن همه کشته شدند . برخی ادعا میکنند  این سانحه ساختگی بود چرا که افراد ذکر شده بیشترین مخالفت را در جهت سیاست ادامه جنگ با شورای عالی دفاع داشتند .

سرهنگ صیاد شیرازی به سمت فرماندهی نیروی زمینی میرسد و تیمسار ظهیر نژاد از فرماندهی نیروی زمینی به فرماندهی کل ارتش میرود . سرهنگ صیاد شیرازی  سرگرد توپخانه بود که بنی صدر در زمان جنگ به او دو درجه تشویقی داد و او را از سرگردی به سرهنگ تمامی ترفیع داد . صیاد تمایلات بیشتری به سپاه داشت و عملا ارتش را وادار کرده بود بسیاری از طرح های سپاه را بپذیرد و در جهت آن حرکت کند . این وحدت ارتش و سپاه در ظاهر بسیار خوب به نظر میرسید اما نکته آن این بود که تمام عملیات ها بعدا به پای سپاه گذاشته شد و نقش ارتش در جنگ بعدا بسیار کمرنگ جلوه کرد .

نتیجه این هماهنگی سپاه و ارتش  در حصر آبادان و بعد فتح خرمشهر جلوه کرد . با وجود شهدا و زخمی های بسیار زیاد ایران در جریان عملیات بیت المقدس ( آزاد سازی خرمشهر ) ایران توانست در دوم خرداد 61 یعنی بعد از حدود 580 روز !! خرمشهر را از دست نیروی های عراقی نجات دهد .

 

+ نوشته شده توسط hamed در 87/07/04 و ساعت 16:54 |

اکنون 28 سال از آغاز جنگ خانماسوز ایران و عراق ميگذرد , جنگی که با چرا ها و سوالات و اسرار زیادی همراه است و باعث لطمات شدید اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ... به هر دو کشور شده است . جنگ ایران و عراق که میخوام آن را به نام جنگ مغرورر های ساده اندیش نام گذاری کنم در نوع خود بزرگترین و فجیع ترین  جنگ تاریخ ایران بوده است.

سران مغرور دو کشور که با ساده اندیشی خود جان صدها هزار انسان بی گناه را گرفتن  و باعث بی خانمانی , معلوليت , مجروحيت و آثار فجيج اجتماعی و خانواده گی در اين دو کشور شدند . کودکان سردشت و حلبچه در زمان جنگ ( آنانی که زنده ماندند ) اکنون با درد شيمایی خود دست و پنجه نرم ميکنند و حتی اين درد را نيز با فرزندان خود انتقال داده اند . هنوز مين های پاکسازی نشده جان بسياری را در منطقه های ایلام و خوزستان و کردستان ميگرد و  غم از دست دادن پدر , مادر , برادر , خواهر همسر و فرزند هنوز در چهره بسياری از مردمان جنگ زده ديده ميشود و چه بسيار جوانان باهوش و فداکاری که دسته , دسته و با استراتژی های غلط و غير منطقی به کام مرگ کشانده شدند .

دفاع از کيان و تماميت کشور واجب است و خروج متجاوز وحشی چون عراق و رژيم بر کسی پوشیيده نيست و اکنون بعد از سالها جنگ سوالات گوناگونی به ذهنها خطور ميکند . چرا جنگ آغاز شد ؟ چراجنگ ادامه پیدا کرد ؟ چرا توان ايران در زمان جنگ با آن همه تجهیزات و سلاح بر جای مانده از حکومت شاه آنقدر کم بود ؟ چرا با مشهود با اينکه شروع کننده جنگ عراق است شواری امنيت هيچ گاه قطع نامه ای عليه عراق بصورت جدی صادر نکرد ؟ و چرا ها و سوالات بسيار زيادی که اذهان زيادی را به خود مشغول کرده و اکنون بعد از سالها شک ها تردید های را به وجود آورده .

چرا جنگ آغاز شد ؟

بسیاری از ايرانی ها  علت های اصلی جنگ ايران و عراق را ريشه در تفکرات ناسیوناليستی و احمقانه صدام حسين و نيز خواست غرب از عراق با جنگ با ایران جهت جلوگیری از نفوذ قدرت ایران در منطقه میدانند .

بر کسی پوشيده نیست که صدام يک ديکتاتور حيوان صفت و يک وحشی تمام عيار بود و تفکرات کشورگشايانه و ناسيوناليستی که ميخواست خود را رهبر و قهرمان جهان عرب معرفی کند او را به جنگ با ايران وادار کرد . اما آيا همین صدام اگر ما دارای قدرت نظامی بوديم و يا سياست و ديپلماسی قوی ای در جريان سالهای انقلاب داشتيم جرات و جسارت حمله به کشور ايران را داشت ؟

انقلاب ایران در بهمن 1357 بسياری از معادلات نظامی و سياسی منطقه خاورميانه را برهم زد تا ديروز بزرگترین هم پیمان آمریکا در منطقه ايران بود و در واقع ايران و ارتش ایران ژاندارم منطقه و عامل ثبات در خاورمايه به شمار می آمد . کشورهای حاشيه خليج فارس تماما مطِع ايران و عراق هم با اينکه در درون کينه قدرت ايران را بر دل داشت ولی هيچ گاه جرات نکرد حتی برای لحظه ای به تماميت ارضی ايران تجاوز کند و همیشه حداقل در ظاهر به قرارداد الجزيره ( قرارداد بین ایران و عراق که اروند رود را مرز دو کشور معرفی ميکرد) پايبد بود .

انقلاب ايران شکل گرفت و با وجود مردمی بودن اين انقلاب , اين انقلاب به دست عده ای انحصار طلب و فرصت جو افتاد که تزهای پوسيده و بنيادگرای خود را اکنون به مرحله اجرا درآوردند. افرادی که اکنون بر مسند قدرت نظام ايران تکيه داده بودند با صحبت های خود مبنی بر گسترش و صدور انقلاب و عقايد خود و نيز سرنگونی و انهدام جهان غرب و ليبراليسم و نيز مبارزه  قهری با مارکسيسم و کمونيسم  , تاملاتی را در وجود سران کشورهای جهان اندختن و آنان را به اين فکر فرو بردند که شايد اين تفکرات و گفته ها به جنگ های صليبی ديگری رقم بخورد .

آن طرف تر هم رژیم صدام حسين و حزب بعثش که زور و يک ديکتاتوری شکل گرفته و قدرت کشور عراق را در دست گرفته بود اين واهمه را در وجود کشورها ديگر به وجود آورده بود که شايد نازيسم ديگری و هيتلری ديگری در حال شکل گيری باشد .

بسيار ساده است دو رژیم که هر دو تفکرات خاصی را در سر ميپرورانند يکی ميخواهد رهبر جهان عرب باشد و خوزستان ايران را عربستان مينامد و چشمش بر اين منطقه و نفت فراوان آن است و روياهای ناسوناليستی زيادی را در سر دارد . ديگری  انقلاب خود را الهی ميداند و فکر صدور آن است با هر قيمتی و  جهان را مفسد ميداند و بر فکر مسلمان کردن همه جهانيان و بر سلطه در آوردن دنيا بر خود و اجرای تز ولايت مطلقه فقيه در سراسر گيتی است . حال اين دو رژیم در کنار و همسايه گی یکديگرند و چه فرصتی بهتر از اين برای جهان غرب که از شر اين حکومت کم خرد راحت شود . نقشه ها کشيده میشوند , صدام منتظر تلنگری است که ارتشش را به مرزهای ايران گسيل دهد . چراغ سبزها داده ميشود و عراق حمله خود را در 31 شهرویور 1357 عملی ميکند .

ایران سالهای انقلاب , ايرانی پر از آشوب های سياسی و جنگ بر سر تصاحب قدرت بود , گروه های که هر کدام بر سر انقلاب نقشی داشتند اکنون سهم خواهی ميکنند اما رژیم حاکم حاضر به واگذاری کوچکترين مسند های اجرائی کشور با آنان نیست , برخی متعتصبان کم فکر در اقدامی غير دیپلماتيک و غیر عرف جهانی به سفارت آمریکا حمله ميکنند و دها کارمند سفارت آمریکا را به گروگان ميگِرند اين اقدام که بعدها برخی از بانیان آن هم به کار اشتباه  خود اعتراف کردند مورد تحسین و تصديق سران عالی جمهوری اسلامی قرار ميگرد و دستگاه دیپلماسی سياسی ايران به مخاطره می افتد و حيثيت انقلاب و ايران در جامعه جهانی زير سوال ميرود . دولت موقت به نخست وزيری مرحوم مهندس بازرگان در چنين فضای پرتنشی  و با کارشکنی ها ی بسيار زيادی روبرو ميشود و استعفا ميدهد. انتخابات رياست جمهوری برگذار ميشود و دکتر ابوالحسن بی صدر با اکثريت ارا مردمی ( 11 ميليون رای از جمع 14 ميليون رای ) اولين رئیس جمهوری تاريخ ایران میشود , بی صدر در همان ابتدای کار با کار شکنی و تنش های زيادی روبرو ميشود . او مخالفت خود را قبلا با تز ولايت مطلقه فقيه در مجلس خبرگان اعلام کرده بود و همین کينه و خشمی را در دل بسياری از سران جزب جمهوری اسلامی و نظام گذاشته بود , بی صدر موافق آزادی مردمی , حزبی و مطبوعات و بيان بود ولی اين عقيده به مزاق بسياری از سران حکومت خوش نيامده و انان در همان ابتدای رياست جمهوری بی صدر در صدد حذف او می افتند . دستگاه دیپلماسی خارجی ایران با وجود تلاش های بی صدر و همفکرانش قدرت چندانی ندارد زيرا افراد ديگر به شدت در کار او دخالت ميکنند و حتی سفير و نماينده بدون اطلاع رئيس جمهور به ساير کشورها ميفرستند . دکتر بنی صدر در خاطراتش نقل ميکند : در جريان گروگانگيری از جامعه جهانی درخواست کرديم جلسه ای در شورای امنيت برگذار شود و به مناقشات بين ايران و آمریکا خاتمه دهد . طرح برگذاری  اين جلسه را با آيت اله خمينی در ميان گذاشتيم و او در ابتدا موافق اين امر بود و حتی تشويق هم ميکند , ما هم بر همين اساس نامه نگاری ها با کشورها را انجام داديم و روز مشخصی برای حضور در جلسه فوق معين شد در زمان مقرر نمايندگان ما زمانی که ميخواستند به آمريکا مراجعه کنند با ممنوعيت سفر مراجعه ميشوند و به آنان گفته ميشود که آيت اله خمينی مخالف حضور آنان در آن جلسه است !! . به همين سادگی جلسه ی مهمی که خود ايران بانی تشکيل آن بود از جانب ايران به دلايل غير مشخص بر هم ميخورد و اعتبار دستگاه دیپلماسی ایران با همين حرت ساده به راحتی زير سوال ميرود .

در چنين شرايط آشفته سیاسی ایران است که عراق به خود اجازه داده و به خاک ايران لشکر کشی ميکند.

 

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده توسط hamed در 87/06/23 و ساعت 15:48 |

 

به طور حتم نحوه پرواز و بلند شدن هواپيما و نشتن بر روی باند پروازی را مشاهده کرده ايد. يک هواپيما برای تيک آف ( بلند شدن ) و لندينگ ( نشستن ) خود نياز به يک باند پروازی با طول چند کيلومتر دارد بسته به نوع هواپيما طول اين باند پروازی کم و زياد است بطوری که برای يک هواپيمای کوچک ملخ دار به باند پروازی با طول کمتر و برای يک جمبو جت مسافری يا يک جنگنده – بمب افکن نظامی  طول اين باند بايد بيشتر باشد .

طراحان هواپيما همیشه به اين فکر بودند که بتوانند  هواپيمای بسازند که مانند يک هلی کوپتر برای پرواز به يک باند پروازی نياز نداشته باشد و برای عمليات نشستن و برخواستن خود تنها به يک محدوده کوچک و مسطح نياز داشته باشد برای مثال بتوان يک جت جنگی را بدون نياز به باند پروازی به پرواز در بياورند , اين رويا سالهاست که واقعی شده و طراحان آمريکای هواپيما که همیشه در صنعت هوانوردی پیشتاز بوده اند توانستند هواپيماهای بسازند که بدون نياز به باند پروازی تيک آف کند و تقريبا با خصوصيت های يک جت بتواند پرواز کند . اين هواپيماها  به نام هواپيماهای عمود پرواز مشهورند یعنی مانند يک هلی کوپتر ميتوانند از روی زمين بلند شوند و بنشينند .

 نمونه يکی از اين هواپيماها که تقريبا بصورت عملياتی درآمده و در نیروی هوايي آمريکا دوره های نهايي پايلوت ( آزمايشی) خود را ميگذراند , جنگنده شکاری F-35 Lightning نام دارد.

 

هواپیمای عمود پرواز

به تصویر بالا دقت کنید که اين هواپیما چگونه از روی زمین بلند میشود

شرکت لاهکيد مارتين با همکاری شرکت بوئينگ در يک پروژه مشرکت تلاش کردند رویای هواپيماهای عمود پرواز را به واقعيت تبديل کنند و در نهايت موفق شدند اولين هواپيمای عمود پرواز را طراحی و به پرواز درآورند , البته در واقع F-35 جهت مقاصد نظامی و در حکم يک هواپيمای جنگنده – شکاری طراحی و به بهره برداری رسيد . اين هواپيما از لحاظ ظاهری شبیه جنگنده  F-22 که به نام ريپوتر شهرت دارد شبیه است . اين جنگنده بر اساس همان اصول هواپيمای  جت جنگنده – شکاری ساخته شده ولی تفاوت عمده آن با ساير جنگنده های جت در بلند شدن بدون نياز به باند پروازی است . اين هواپيما دارای يک موتور توربو جت میباشد که تا حدودی با ساير موتور جت تفاوت دارد  با اين تفاوت که دهانه خروجی موتور ثابت نیست و توانایی حرکت بصورت عمودی را دارد .

در زمانی که جنگنده قصد بلند شدن از روی زمين را دارددهانه خروجی موتور به سمت پايين تغيير جهت داده و موتور با قدرت زيادی که توليد ميکند بر قدرت جاذبه زمين غلبه کرده و هواپيما را بلند ميکند ( تقريبا شبیه به پرتاب يک شاتل به فضا ) البته نکته جالب اين ميباشد که هواپيما ميتواند بدون حرکت در آسمان ساکن بماند . حال هواپيما به تغيير زاويه خرجی موتور مانند يک جت شتاب گرفته و به پرواز خود ادامه ميدهد . البته باید متذکر شد اطلاعات مربوط به طراحی و چگونکی پرواز اين هواپيما سری و مخفيانه بوده و شرکت های سازنده از دادن اطلاعات مربوط به نکات فنی اين پرنده خوداری کرده اند .

 f-35

یک اف ۳۵ متعلق به نیروی هوایی امریکا

بايد متذکر شد روسها هم که به هيچ عنوان دوست ندارند از رقيب آمریکایی خود عقب بماند دست به طراحی اين مدل هواپيما زده اند که تا کنون به موفقيتی دست نيافتند. و ساير کشورها هم که به اهميت فوق العاده اين هواپيما پی برده اند و فهميده اند تا چه اندازه اين هواپيماها ميتواند ماثر و مفيد باشد به شدت به دنبال طراحی و ساخت آطن گونه جديد از هواپيما ميباشد و قدم های هم برای  ساخت اين مدل از پرنده ها برداشته اند.

 

در زير برخی نکات فنی در مورد هواپيمای عمود پرواز F-35 گذاشته شده است .

 

نام : F-35 Lightnine ( آذرخش)

 

سازنده گان : شرکت لاکهید مارتين و شرکت بوئينگ

 

موتور و پیشرانه : یک موتور جت ساخت شرکت جنرال الکتريکGeneral Electric F120 core با قدرت 24000 پوند

 

ماکزيمم وزن  تيک آف ( بلند شدن ) : 50000 پوند

 

خدمه پروازی : يک نفر

مورد استفاده در : نیروی هوایی ایلات متحده و نیروی دریایی ایلات متحده

قيمت متوسط : بین 30 تا 38 ميليون دلار

 

 اف 35

تصویر بالای سه نمای یک جنگنده شکاری اف ۳۵ عمود پرواز

+ نوشته شده توسط hamed در 87/06/11 و ساعت 10:31 |

زمانی که نظام شاهنشاهی ایران در بهمن 1357 سقوط کرد, بسیاری از افرادی که به تمام زوایای پیدا و پنهان اين سقوط فکر میکرند و به اینده بعد از نظام شاهنشاهی ایران فکر میکرند مسلما در گوشه ای  از فکر خود به وضع ارتش و به طور خاص نیروی هوایی ایران نگاهی میکرند خصوصا کارشناسان نظامی بیشتر به این فکر بودند که بعد از این چه بر سر سازمان عریض و طویل ارتش شاه می افتند , ارتشی که به گفته خود مسئولان رژیم شاهنشاهی بیش از یک سوم کل بودجه کشور به آن اختصاص پیدا میکرد و برترین تجهیزات و سیستم و آموزشهای آن روزگار در کل دنیا به این ارتش اختصاص پیدا میکرد .

بلند پروازی های محمد رضا پهلوی در تجهیز ارتش بر هیچ کس پوشیده نیست و اين بلند پروازی و علاقه به خصوص در نیروی هوایی ایران نمود بسیاری پیدا کرد تا جائی که خود شخص شاه بر خرید تجهیزات برای این نیرو نظارت میکرد . خرید های بسیار هنگفت و آموزشهای بسیار زیاد به پرسنل نیروی هوایی آنقدر زیاد بود که نیروی هوایی ایران در اواخر سالهای سلطنت به یکی از پنج نیروی هوایی برتر دنیا مبدل شد و تا جای پیش رفت که نیروی هوایی ایران به عنوان نیروی هوایی برتر منطقه به شمار آمد و خلبانان کاملا آماده ایران با جنگنده های مدرنشان در زمزه  بهترین ها قرار گرفتند . خلبانان ایران در آن زمان بهترین و پرسرعت ترین عملیات سوخت رسانی در آسمان را در دنیا به اجرا در می آوردند و در این مورد همیشه مورد مثال سایر خلبانان کشورهای جهان بودند همچنین وجود تجهیزات بسیار پیشرفته آن زمان که نیز هواپیمای آماده که اکثرا از آمریکا وارد ایران میشد مانند هواپیماهای F-14 و فانتوم و ... تجهیزات موشکی و رادار های بسیار پیشرفته ایران را قدرتی بلامنازع در سطح منطقه و حتی جهان تبدیل کرده بود .

قصد ندارم از بلند پروازی های شاه در نیروی هوایی دفاع کنم و آن را مفید بدانم ولی از حق نباید گذشت همین نیروی هوایی قدرتمند که بعد از انقلاب متاسفانه بسیاری از کادرهای آن به علل مختلف یا کنار گذاشته شدند یا اعدام شدند , باعث شد ایران در اوایل جنگ با عراق با تمام کاستی ها اجازه تجاوز عراق را به کشور ندهد و اگر نبود این نیروی هوایی معلوم نبود چه بر سر ایران می آمد .

 

شاه در کتابی که بعد از انقلاب و چند ماه قبل از مرگش نوشت و در صفحاتی از آن به آینده ارتش ایران تا سال 1361 اشاره کرد به این نکته به وضوح اشاره میکند که رویای او در تجهیز ارتشش و به خصوص نیروی هوایی تمامی نداشت .

 

 

تیم اکروجت

 

خلبانان

تصویر بالای گروهی از خلبانان نیروی هوایی ایران در دانشکده پرواز هوایی در ایلات متحده

 

گزیده ای از کتاب " پاسخ به تاريخ " نوشته خود شاه در مورد وضع ارتش ایران تا سال 1361 چنین است :

 

وضع ارتش ما

" بارها گفتم که هیچ بلند پروازی نداشتم ]! [و بر آن نبودم تا ایده های سیاسی و اجتماعی و ... را به دیگران تحمیل کنم . مداخلات ما در سازمان ملل متحد همیشه در راستای میانه روی و صلح بوده است

....

وضع ارتش ما در سال 1982 ( 1361 ) میبایست به این قرار باشد :

 

نیروی هوایی :

78 فروند هواپیمای اف 14 مجهز به موشک های فونیکس با برد 90 میل و راداری با برد 150 میل که میتواند شش موشک را در یک لحظه به شش هدف مختلف شلیک کند.

250 فروند فانتوم معمولی مدرن . قدیمی ترین این هواپیما مجهز به بمب های لیرزی بودند و مدرن ترینشان دارای دستگاه ثبت کنددخ بودند .

بیش از 100 فروند هواپیمای f-5Es . حدود یکصد فروند اف 14 یا اف 15 و 106 فروند اف 16 که قبلا سفارش شده بود  و در حال قرارداد خرید 140 فروند دیگر هم بودیم .

7 سیستم رادار قابل حمل هوایی ( آواکس) که سقف پروازشان تا 35000 پا میرسد و با خرید آنها از خرید 40 سیستم زمین پایه بی نیاز میشدیم .

24 فروند هواپیمای نفتکش مدرن بوئینگ 707 و 747 که میتوانستند به یکدیگر سوخت نیز برسانند . من طبق نقشه ای که داشتم در ساختمان این هواپیما ها تغییری داده بودم . این ناوگان سوختگیری به من اجازه میداد حداکثر تعداد هواپیما را به پرواز در آورم .

57 فروند سی – 130 باری نظامی (( هرکولیس )) ملخ دار . چندصد فروند هلیکوپتر .

موشک های ضد هوایی سام 7 , موشک های هوا به زمین ماوریک با برد 12 میل و مجهز به سیستم هدف یاب دقیق . به من گفته بودند که کارخانه ای که میبایست در شیراز موشک های ماوریک و ضد تانک تاو را بسازد نابود شده است ( بعد از انقلاب) .

قبلا سه تیپ چتر باز داشتیم که تا سال 1982 ( 1361 ) میبایست به پنج تیپ یا متجاوز از یک لشکر باشد  و ..... "

 

با دقت در مطالب بالا به وضوح پیداست که غرب چقدر به شاه اطمینان داشت و تا چه اندازه تجهیزات سری و نظامی خود را در اختیار او میگذاشت و البته نمیتوان منکر بلند پروازی ها و تخصیح بودجه بسیار کلان شاه به امور نظامی بود , بودجه ای که میتوانست در امور اقتصادی کشور بکار گرفته شود .

اکنون نیز بعد از 30 سال اینبار مسئولان نظام جمهوری اسلامی بلند پروازی های زیادی در امور نظامی از خود نشان میدهند و اگر مقایسه ای از نظر بودجه نظامی بین آن زمان و حال داشته باشیم به این نکته میرسیم که بودجه نظامی اکنون نیز دست کمی از بودجه ای که ان سالها خرج ارتش میشد ندارد و حتی بیشتر نیز میباشد , اما نکته بسیار مهم و تفاوت عمیق بین خرید های آن زمان و حال در نیروی هوایی این است که انزمان پولهای زیادی خرج میشد اما در نهایت بهترین ها جهان در اختیار ایران قرار میگرفت , اما اکنون با همان پولهای کلان نه تنها چیزی دستگیر ایران نمیشود ( به چیز تجهیزات و هواپیماهای فرسوده روسی و ... ) بلکه مبالغ بسیاری در این وسط هزنیه دلال های بازار سیاه اسلحه و حق بازاریابی و رشوه !!  آفازاده گان !! نیز میشود .

 

 

 

 

 

در تصویر بالا دقت کنید . امیدوارم  بتوانید که تفاوت ها را احساس کنید

+ نوشته شده توسط hamed در 87/05/11 و ساعت 18:59 |

راههای خلبان شدن - قسمت دوم

 

در پست قبلی به  یکی از راههای خلبان شدن , یعنی استخدام در نیروی هوایی ارتش و گذراندان

 دوره هوانوردی در دانشگاه این نیرو اشاره شد . خلبان شدن از این راه در کنار مزیت های عمده ای که دارد شاید بتوان گفت دو اشکال مهم را هم دارد یکی اینکه زنان نمیتوانند از این راه خلبان شوند و دیگر آنکه خلبان نظامی بودن  مخاطرات و مشکلاتی را میتواند به همراه داشته باشند و به همین خاطر خیلی از افراد این خطرات را با وجود مزیت ها بسیار عمده ای شغل به جان نمیگیرند .

 

راه دوم :

راه دوم شبیه راه اول است با این تفاوت که شما به جای اینکه به استخدام نیروی هوایی ارتش درآیيد و در دانشگاه افسری نیروی هوایی آموزش ببینید . به استخدام شرکت هواپیمایی کشور  که وابسته به وزارت راه و ترابری است در می آیيد و در دانشکده این شرکت دوره خلبانی خود را میگذرانید . البته فعلا از این راه هم زنان نمیتواند شرکت کنند . برای ورود به دانشکده پرواز شرکت هواپیمائی کشور فرد میبایست دارای مدرک دیپلم متوسطه و مدرک پیش دانشگاهی در رشته ریاضی باشند و حدکثر سن هم 22 سال تمام در نظر گرفته شده است . فرد متقاضی میبایست در کنکور سراسری شرکت نماید و در صورت کسب نمره علمی لازم و انتخاب کد رشته خلبانی در انتخاب رشته خود میتواند وارد مرحله معاینه پزشکی , مصاحبه و گزینش شرکت هواپیمای کشور گردد . معاینات پزشکی همانند مرحله اول ( استخدام در نیروی هوایی ارتش ) صورت میگرید و استاندارد های آن در همه دنیا تقریبا یکسان است . فرد مورد نظر باید از نظر جسمی و روحی کاملا در شرایط نرمال و مناسب باشد و نیز از نظر اخلاقی صلاحید های لازم را نیز داشته باشد . در هر صورت چناچه فردی موفق به گذراندن مراحل گزینش شد میتواند در دانشکده پرواز شروع به تحصیل نماید و دور های تحصیلی خود را بگذراند . این دوره 4 ساله است و فرد در این دوره با اصول تئوری و عملی پرواز آشنا شده و برای خلبان شدن آماده میگردد . در صورت موفقیت دوره 4 ساله خلبانی شرکت هواپیمایی فرد را به استخدام خود درآورده و در ابتدا به عنوان کمک خلبان با یکی هواپیماهای مسافربری و در یکی از ایر لاین های مشغول به فعالیت خواهد شد . خلبان شدن به این صورت پیچیده گی و مخاطرات راه اول را ندارد و فقط مهم استعداد و تونایی های لازم برای شغل خلبانی از این راه فاکتور مهمی است . ضمنا يک خلبان خطوط مسافری ميباست از لحاظ روحی و روانی در درجه مناسب و عالی قرار داشته باشید چرا که جان ده ها مسافر بر عهده اوست .

 

 

راه سوم :

راه های اول و دوم هر یک اشتراک مهم دارند و اینکه فرد به عنوان شغل و منبع درآمد خود خلبان میشود و هر چند از لذت پرواز برخوردار میشود .

افرادی هستند که دوست دارند پرواز را تجربه کنند ولی احتمالا نمیتوانند از راه اول یا دوم به هدف خود برسند و اصلا شاید شغل خلبانی رو دوست نداشته باشند و فقط برای تفریح و لذت پرواز دوست داشته باشند خلبان شوند و خلبانی کنند . برای این دسته افراد راه سومی در نظر گرفته شده که به تازگی زنان هم میتواند این راه را تجربه کنند . این راه شرکت در موسسه های آموزش خلبانی و گذراندن دوره های مقدماتی پرواز و نهایتا پرواز با یک هواپیمای کوچک و ساده ملخ دار است . البته برای شرکت در این موسسات و آموزشگاه های خصوصی پرواز شما باید علاوه بر اینکه استعداد و علاقه به پرواز داشته باشید تونایی های لازم جسمی و روحی پرواز را هم داشته باشید و نیز تونایی پرداخت شهریه ای این موسسات که بسیار زیاد هم هست را نیز داشته باشید . البته در صورت موفقیت و کسب نمره علمی و عملی لازم پرواز اکثر این موسسات به شما گواهینامه پرواز و خلبانی میدهد و شما با این گواهینامه میتوانید نهایتا با یک هواپیمای کوچک و تک نفره پرواز کنید ولی اگر خواسته باشید  مثلا با یک بوئینگ مسافری یا یک جت پرواز کنید باید همان راهای اول و دوم خلبان شدن را پیش بگیرید . لازمه یاداوآوری کنم آين آموزشگاه های در حال حاضر در تمام شهرهای ايران وجود ندارند و فقط شهر های تهران – اصفهان و شیراز این دوره ها را برگذار ميکنند . در ضمن به دلیل شهریه بالای این آموزشگاه های بسیاری از علاقه مندان پرواز نمیتوانند در این آموزشگاه های ثبت نام کنند .

 

خلبان شدن رویایی بزرگی هست و البته دستیابی به این رویا هم بسیار سخت و طاقت فرسات و کمتر کسی تمامی شرایط لازم را برای خلبان شدن را دارد و همین است که اکثر آنانی که در دوران کودکی و نوجوانی اين رویا را در سر دارند در آخر به رویایی خود دست نمی یابند .
+ نوشته شده توسط hamed در 86/12/21 و ساعت 15:0 |